دنیای درون

واقعیت «من در جهان هستم» را به «من جهان هستم» تبدیل کنید

خود

 

به معنی یکسری ویژگی‌هایی که فرد با دیگران از نظر تفاوت یا شباهت دارد را خود می‌نامند و دارای سه بُعد، که به صورت ذیل می‌باشد:

1- من کیستم 2- چگونه مورد ارزیابی قرار گیرم 3- چگونه مورد معرفی به دیگران قرار گیرم.

 ریشه‌های خود:

فرد خود را در زندگی به دو عامل خوشبختی و بدبختی می‌بیند و به دنبال کشف آن می‌رود و معتقد است که محیط به فرد شکل می‌دهد و خود بر صفات ذاتی فرد استوار نیست.

 منابع شناخت از خود:

زمانی که فرد راهی را برای بدست آوردن ویژگیهای دیگران پیدا می‌کنند تا بتواند آنها را بشناسد و رفتارهای آن را پیش‌بینی کند ابتدا باید فرد تلاش کند که خود را بشناسد و درباره خود باورهایی را به وجود آورد.

 باورها درباره خود:

در یک اصطلاحی که خودپنداری نام دارد فرد باورهای خود را، خودش فراهم می‌کند و در آن از منابع بسیاری استفاده می‌کنند مانند: اشخاصی که شباهت با خود فرد دارند.

 سوگیری‌ها:

در سوگیری‌ها اعتماد به نفس باعث می‌شود که احتمال اتفاق افتادن پدیده های خوشایند را نیز در سطح بالایی ارزیابی کنند. مثال: پیروزی در انتخابات.

 خود و رفتار:

اگر در خود یک واقعیت تغییرناپذیری به وجود آید می‌توان این امکان را به وجود آورد که تعاملهای اجتماعی خود را به شیوه‌ای هدایت می‌کنند که به دیگران ارائه می‌دهیم متفاوت از دیگران باشند.

 بازبینی خود:

اگر شخصی به تنظیم رفتار خود بر حسب موقعیت و واکنش‌های دیگران بپردازد را بازبینی خود می‌نامند.

 موقعیت‌هایی که کسب آگاهی از خود را برمی‌‌انگیزند:

زمانی که شخصی خود را در آینه می‌بیند و یا برای جمعی سخنرانی می‌کند موقعیتی ایجاد می‌شود تا آن شخص جنبه‌هایی را راجب به خود بدست آورد.

این جنبه‌ها موجب می‌شود تا شخصی به چیزی توجه کند که او را از دیگران متمایز می‌کند مانند کلیمی بودن.

منبع : وبلاگ  روانشناسی اجتماعی

  
نویسنده : yasrebi ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٤