دنیای درون

واقعیت «من در جهان هستم» را به «من جهان هستم» تبدیل کنید

انرژی مثبت 2

TakeDel.Com | بالاترین برگ ایرانیان

تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلما هر کسی آن را تجربه کرده است.این بدان مفهوم نیست که آنها بد یا منفی هستند ولی به این معناست که آنها با منبع درونی انرژی مثبت شان قطع رابطه کرده اند!شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید که باعث می شوند احساس بدی پیدا کنید؛ احتمالا احساس خستگی بکنید.

گرچه سخت است علت دقیق ناراحتی تان را معلوم کنید ولی به هر حال آن را احساس می کنید. در عوض، امکان دارد شما در کنار بعضی افراد خودبه خود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بکنید.

این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است. وقتی شخصی انرژی کمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو می دهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندکی کاسته می شود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن می شود.

مثلا اگر شما احساس خوبی دارید و با کسی که احساس بدی دارد ارتباط برقرار می کنید، بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا می کند و احساس خوب شما کمتر خواهد شد. ممکن است این تغییر را خود احساس نکنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه می شوید که احساس خوبی ندارید. درک این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی که همیشه در جریان است، بیشتر کمک می کند.وقتی منفی بافی می کنیم چه اتفاقی می افتد هرچه بیشتر منفی بافی می کنیم و راهی هم برای رهاساختن آن نمی یابیم انرژی خود را راکد نگه می داریم.

وقتی درگیر منفی بافی می شویم ممکن است سعی کنیم اعتماد و اطمینان داشته باشیم ولی وقتی دست به کاری خطیر می زنیم، همچنان دستخوش اضطراب و سردرگمی می شویم؛ بدین ترتیب اعتمادبه نفس ما زائل شده است. ما آرزوی درونی مان را برای فعالیت بیشتر و پیشرفت کردن احساس می کنیم ولی متوجه می شویم عقب نگه داشته شده ایم.

اما وقتی درگیر منفی بافی می شویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم ولی احساس می کنیم که با افسردگی و تأسف خوردن برای خود، بیشتر در خود غرق می شویم. لذت ما کم می شود و احساس می کنیم میل درونی مان شادبودن است اما آن را نمی یابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت کمتر که از کمبودهای خود بی اطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذت بردن های واقعی را از بین برده اند.

فراموش نکنیم وقتی منفی بافی می کنیم ممکن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بی ارزشی هستیم. ما نمی توانیم خلوص، معصومیت و خوبی را که حاصل آن است احساس کنیم.

ما به خاطر اشتباهات گذشته مان احساس تباهی و بیهودگی می کنیم و نمی توانیم خودمان را ببخشیم. در نتیجه احساس می کنیم در قبال دیگران مسئول هستیم. اگر هنگام کودکی برای اشتباهاتمان تنبیه می شدیم ممکن است خودمان هم مجازات کردن مان را ادامه دهیم.

روح های حساس، منفی گرایی دیگران را به درون خود می کشند چون آنها بیشتر در معرض خطر هستند. منفی گرایی که آنها احساس می کنند ترکیبی از منفی بافی های خودشان همراه با منفی بافی های دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا که می روند منفی بودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود می کشند.

اما چیزی که به دیگران اجازه می دهد حساسیت کمتری داشته باشند توانایی فرونشاندن احساسات است. بعضی افراد هنگام عصبانیت نیاز ندارند احساسات شان را مورد بررسی قرار دهند تا به احساس بهتری برسند. این افراد فقط می خواهند احساسات شان را انکار کنند یا نپذیرند و سرانجام به راه خودشان بروند. این روش برای افرادی که حساسیت کمتری دارند مفید است ولی برای کسانی که حساس ترند نمی تواند مفید واقع شود.

در واقع افراد، منفی گرایی خود را سرکوب می کنند، آنها نه تنها این احساس شان را به دیگران منتقل می کنند بلکه منفی گرایی کمتری را از جهان جذب می کنند.تبادل انرژیافراد حساس کسانی هستند که انرژی منفی بیشتری جذب می کنند. مگر اینکه خودشان از حساسیت شان به نوعی کم کنند. این افراد بسیار تأثیرپذیر هستند و اغلب زود مریض می شوند و نسبت به خودشان احساس منفی دارند.

در واقع بیش از حد خوردن یکی از راه های کم کردن حساسیت مان یا زائل ساختن احساساتمان است. وقتی افراد گرفتار هر یک از موانع موفقیت شخصی هستند، اغلب با انرژی مثبت خود واقعی شان قطع ارتباط می کنند و به جای آن انرژی منفی به بیرون می فرستند.

بعضی ها به دلیل نوع زندگی شان، دوستانشان و طرز فکرشان، انرژی منفی منتشر می کنند. این افراد ممکن است در تمام مدت یا بعضی اوقات این انرژی منفی را منتشر کنند اما افرادی که با طبیعت واقعی خود بیشتر در تماس هستند، خودبه خود انرژی مثبت منتشر می کنند. بودن در کنار این افراد حال شما را عملا بهتر می کند، به همین دلیل است که ما به سوی افراد موفق کشیده می شویم.

تخلیه انرژی منفینخستین گام در فرا گرفتن فرایند تخلیه انرژی منفی، رسیدن به آرامش بیشتر و مراقبه و برقراری تعادل است. درست همانطور که شما توانایی جذب انرژی توسط نوک انگشتانتان را در مراقبه دارید، قدرت بیرون فرستادن آن را هم دارید.

دومین گام برای بیرون فرستادن انرژی منفی، فرستادن انرژی منفی به جایی است که صدمه ای به آن نمی زند. انرژی منفی توسط طبیعت جذب می شود و صدمه ای به آن نمی زند. به همین دلیل است هنگامی که گرفتار استرس یا اضطراب هستید، با رفتن به گردش در جنگل یا طبیعت خودبه خود به آرامش بیشتری دست پیدا می کنید. همچنین با توجه به همین موضوع بعضی افراد از رفتن کنار دریا یا درازکشیدن در آفتاب، لذت می برند. عوامل طبیعی با جذب انرژی منفی، انرژی مثبت منتشر می کنند.

گیاهان، گل ها و درختان معمولا بهترین هدف برای تخلیه انرژی هستند. برای اغلب افراد گل ها بسیار قدرتمند هستند و می توانند به بهبود حال آنها کمک کنند.

اکنون می توانیم درک کنیم که چرا افراد از دریافت گل به عنوان هدیه خوشحال می شوند یا چرا وقتی می خواهیم به کسی ابراز علاقه کنیم به او گل هدیه می دهیم. وقتی شخصی گلی را به عنوان هدیه دریافت می کند، آن گل به او کمک می کند تا احساسات منفی خود را رها کند و به حس بهتری دست یابد.

محل دیگر برای تخلیه انرژی منفی ظرف پر آب، وان حمام، استخر، حوض یا دریاچه است.هرچه حجم آب بیشتر باشد قدرت تخلیه انرژی هم بیشتر است. آب، انرژی منفی را جذب می کند؛ برای حفظ جریان انرژی و استفاده از مراقبه و مدیتیشن منظم، مهم است روزانه 8 تا 10 لیوان آب بنوشید.

آتش عنصر نیرومند دیگری از طبیعت است که ما می توانیم برای تخلیه انرژی منفی خود از آن استفاده کنیم. به اوقات خوشی فکر کنید که می توانید دور یک آتش جمع شوید و داستان های مختلف تعریف کنید.

آتش قادر است انرژی منفی را از ما دریافت کند؛ بنابراین برای دورشدن از انرژی منفی می توانیم از آن استفاده کنیم.

این آگاهی مهم درباره انرژی می تواند به راحتی اشتباه فهمیده شود؛ مثلا ممکن است شخصی از بودن در کنار افرادی با انرژی منفی یا سرزنش کردن دیگران برای مشکلات، مضطرب شود.

اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتناب ناپذیر زندگی است. شما نمی توانید از آن فرار کنید. به جای اینکه درصدد اجتناب کردن از انرژی منفی باشیم، فقط نیاز داریم برای تخلیه کردن و رهایی یافتن از آن مصمم باشیم. این تبادل طبیعی انرژی بسیار شبیه وضع هوا در طبیعت است. یک سیستم فشار ضعیف همیشه یک سیستم فشار قوی را جذب می کند. جریان هوای گرم همواره در یک اتاق سرد بالا می رود. اگر خانه شما گرم و راحت است و پنجره ها دو جداره نیستند، در زمستان جریان هوای سرد را خواهید داشت و گرمای درون تحت تأثیر سرمای بیرون قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر دست تان را به پنجره نزدیک کنید، جریان هوا ر احساس می کنید. طبیعت همیشه در جست وجوی تعادل است. به همان صورت، وقتی که شما انرژی مثبت زیادی دارید، انرژی منفی را هم جذب می کنید.

رمز موفقیت شخصی این است که با شارژ مجدد می توانید ادامه دهید و سپس انرژی منفی را که جذب می کنید تخلیه کنید. کوشش برای اجتناب از انرژی منفی در صورتی مهم است که خسته و بیمار هستید. ولی اگر هر روز با مراقبه و مدیتیشن و دریافت آرامش و رهایی به هر طریقی که خود سراغ دارید، خود را تقویت سازید و سپس عشق خود را با اطرافیان تقسیم کنید، بیشترین رضایت خاطر را خواهید داشت. همچنان که قدرت تان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت می کنید، مقابله با چشمان منفی گرا شما را نیرومند می سازد.

 

منبع : khabaronline.ir

  
نویسنده : yasrebi ; ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٠

انرژی مثبت1

 

هرچیزی برای اینکه بتواند بقاء داشته باشد و به زندگی ادامه دهد به انرژی نیاز دارد. این قانون شامل رفتار و کردار ما هم می‌شود. البته انرژیها همیشه باعث بقاء نمی‌شوند و بعضی از آنها بازدارنده هستند و مانند ترمز اتومبیل عمل می‌کنند.
اگر به کارهایمان انرژی مثبت دهیم به آنها سوخت رسانده‌ایم و موجب ادامه حرکت آنها می‌شویم، اما اگر به اعمال خود انرژی منفی رسانیم مانند همان ترمز اتومبیل عمل کرده‌ایم و باعث توقف رفتار مورد نظر خواهیم شد. انرژی مثبت و منفی را دیگران هم می‌توانند به ما بدهند، برخلاف بنزین که هیچ‌کس حاضر نیست کارت سوختش را به کسی قرض یا هدیه بدهد، رفتار، کلام و عکس‌العملهای دیگران مانند نقل و نبات به ما انرژی مثبت و منفی اهدا می‌کنند.
ما در طول روز انرژی‌های مثبت و منفی زیادی را از دیگران در قالب تشویق، انتقاد، توصیه، مشورت، تجربه یا درد دل دریافت می‌کنیم یا به خود و دیگران هدیه می‌دهیم، غافل از اینکه انرژی‌های منفی که عمداً یا سهواً در لابه‌لای این پیشنهادات و مشاوره‌ها وجود دارد، بین ما و اهدافمان فاصله می‌اندازد و سرعت حرکت ما را کم و کم‌تر می‌کند.
وقتی که به صحت رفتار یا هدف خود ایمان داریم و با قدرت تمام به آن می‌پردازیم و هر زمان در حال توسعه و ارتقای آن هستیم یا حتی از جانب دیگران مورد تشویق، تمجید و حمایت قرار می‌گیریم، انرژی‌های مثبت بسیاری دریافت کرده‌ایم که قدرت و سرعت ما را در پیشبرد هرچه بهتر آن رفتار یا هدف بیشتر و بیشتر خواهد کرد، اما اگر در انجام کارها یا رفتار خود شک و تردید راه دهیم، تحت تاثیر افکار بازدارنده افراد منفی گرا و سواستفاده گر قرار بگیریم یا کار و رفتار خود را تقویت نکنیم و به آن نپردازیم، فکر نکنیم و خشنود نباشیم، با حجم زیادی از انرژی‌های منفی روبه‌رو شده‌ایم که با قدرت تمام ما را از پا در می‌آورند. اگر به برنامه، اهداف و رفتارهایی که انجام می‌دهیم فکر نکنیم و در مورد آنها بی‌‌اعتنا شویم و از جانب اطرافیان تشویق و ترغیب نگردیم، به این معنی است که سوخت رسانی به آن‌ها را قطع کرده‌ایم و موجب از بین رفتنشان شده‌ایم.
بله به همین راحتی می‌شود یک فکر، برنامه یا رفتار خوب را کنار گذاشت و از سر بیرون کرد. البته این راهکار بسیار خوبی است و ما باید برای از بین بردن رفتار و عادت‌های اشتباه خود از آن استفاده کنیم. دقت کنید، فقط و فقط رفتار و عادت‌های ناپسند.
وقتی عادت ناپسندی داریم، می‌توانیم با قطع انرژی آن موجب تضعیف و در نهایت نابودی‌اش شویم. تنها کافی است که با بی‌توجهی، عدم حمایت و عدم تکرار آن باعث شویم تا به فراموشی سپرده شود و از ذهن ما بیرون رود. در این حالت اگر به آن انرژی منفی هم بدهیم موجب نفرت ما از آن موضوع می‌شود. مانند فرد سیگاری که بعد از مدتی دوری از سیگار با یاداوری و تکرار مضرات و عواقب دردناک استفاده از آن باعث ایجاد تنفر و دشمنی خود با سیگار می‌شود.
نکته‌ای که در اینجا حائز اهمیت است این است که ما باید بتوانیم انرژی‌های مثبت و منفی را بشناسیم و آنها را از یکدیگر تفکیک کنیم و در زمان مناسب از آن‌ها استفاده کنیم.
کارهای خوب تنها به انرژی مثبت نیاز دارند و کارهای بد به انرژی منفی. اگر به رفتار خوب خود انرژی منفی برسانیم مانند این است که در باک اتومبیل خود به جای بنرین آب ریخته باشیم. آیا آب در موتور خودرو موجب اختلال و از کار افتادن آن نمی‌شود؟
یا اگر به کارهای منفی خود انرژی مثبت وارد کنیم مانند این است که به یک جانور وحشتناک و خطرناک داروی شفابخش و تقویت کننده بدهیم و موجب بقای آن شویم.
در زمان انجام کارهای خوب باید مراقب باشیم تا از گزند افکار بازدارنده افراد بدبین و منفی‌گرا، سواستفاده‌گر و کم بین در امان باشیم. بهتر است رفتار و اهداف مثبت خود را که احساس می‌کنیم تحت تاثیر این افراد قرار خواهد گرفت کم‌تر برای آن‌ها بازگو کنیم. هوشیارانه مواظب نظرات دیگران باشید و زمانی که با انرژیهای منفی آنها روبه‌رو می‌شوید از همان راهکاری که برای از بین بردن اعمال منفی خود (بی‌اعتنایی و عدم تقویت) استفاده می‌کنید، بهره‌ببرید تا از ذهنتان بیرون رود. بیشتر سعی کنید تا با افراد مشوق و مثبت‌گرا رابطه برقرار کنید و اهداف و رفتارهای خود را با آنها در میان بگذارید.
این موضوع مهم را هم یادتان باشد که برای بهتر شدن، تقویت و رشد اهداف و رفتار شایسته دیگران بهتر است که به آنها انرژی مثبت بدهید و با بازگو کردن اعمال شایسته آنها و تشویق، تمجید و تعریف از رفتارهای خوبشان،‌ نشان دهید و تاکید کنید که راه درستی را در پیش گرفته‌اند. این عمل در نزد طرف مقابل تاثیر بسزایی خواهد داشت. شاید در ظاهر نشان ندهد، اما بیش از آن که خودتان فکر بکنید او را امیدوار و علاقه‌مند می‌کنید.
زمانی که فرد دیگری را مشورت و راهنمایی می‌کنیم، خیلی باید دقت کنیم تا به اشتباه و از روی بی‌اطلاعی به او انرژی متضاد وارد نکنیم و اشتباها او را در دام توهم نیندازیم.همیشه بهترین راه این است که وقتی از موضوعی اطلاع و آگاهی کامل نداریم در مورد آن اظهار نظر نکنیم و طرف مقابل را به اشتباه نیندازیم، زیرا ممکن است با انجام عکس‌العمل یا انتقاد و تشویق اشتباه او را گمراه کنیم. ما تنها باید آن فرد را راهنمایی کنیم تا با شخص مطلع و واقع‌بینی مشورت کند و فریب افکار منفی کسی را نخورد.
منبع: روزنامه اطلاعات

  
نویسنده : yasrebi ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٠

با انرژی صحبت کنیم

 

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم  تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل  کنیم

بگوییم ….

 ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم

 طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری

 مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم

 مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره

 شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید

 این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم

 صد در صد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد

 ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی

 عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم

 اولین قانون طبیعت این است که تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می کنی.

 هیجان قدرتی دارد که جذب میکند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی کرد .

 مثلا حیوان فورا متوجه میشود که تو از او وحشت داری. هیچکدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حرکت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می کنی انرژی ایجاد میکنی. اگر به اندازه کافی انرژی جا به جا کنی ماده به وجود می آوری .

 ماده انرژی متراکم است که جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.

 فکر انرژی خالص است .

 هر فکری که تو اکنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.

 انرژی حاصل از فکر هرگز نمی میرد .این انرژی از فکر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می کند. همه افکار به هم مربوط هستند. افکار با هم تلاقی پیدا می کنند.

در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می کنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور که دو چیز مشابه همدیگر را جذب می کنند دو انرژی مشابه هم یکدیگر را جذب می کنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.

 بنابراین حتی افراد معمولی اگر فکرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه کافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.

 زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی که تو تصور میکنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فکر کردن خلق می کنی.

 پس همیشه به بهترینها فکر کن

  
نویسنده : yasrebi ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٠