دنیای درون

واقعیت «من در جهان هستم» را به «من جهان هستم» تبدیل کنید

خود در مکتب یونگ

 

هدف زندگی شناخت خود است. خود کهن الگویی است که نماینگر تعالی همه ی تضادهاست، به طریقی که وجوه شخصیتی مان به تساوی ابراز شود. آن وقت است که هم زن هستید هم مرد و در عین حال هیچ کدام نیستید. هم ایگو هیستید و هم سایه و در عین حال هیچ کدام نیستید. هم خوب هستید و هم بد و در عین حال هیچ کدام نیستید. هم آگاه هستید و هم ناخودآگاه و در عین حال هیچ کدام نیستید. هم یک فرد هستید و هم کل خلقت و در عین حال هیچ کدام نیستید. و در این حال بدون تضاد هم انرژی نخواهد ماند پس حرکات شما کند خواهد شد. البته پس از آن مدت زیادی هم نیاز هم نیاز به حرکت نخواهید داشت. برای آن که مسئله اسرار آمیز نشود، به آن به عنوان یک مرکز جدید، یک وضعیت متعادل تر برای روان تان فکر کنید.

در جوانی، روی ایگو تمرکز می کنید و نگران ابتذال نقاب اجتماعی تان هستید. وقتی سن تان بالا می رود( فرض بر این که همان قدر که باید رشد باشید ) با عمق بیشتری روی « خود » تمرکز می کنید و به مردم به زندگی و حتی به خود کائنات نزدیک تر می شوید. کسی که خود را شناخته باشد عملا ً خود خواهی کمتری دارد.

منبع : مکتب زوریخ

  
نویسنده : yasrebi ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱