دنیای درون

واقعیت «من در جهان هستم» را به «من جهان هستم» تبدیل کنید

کهنالگو یا آرکی تایپ

 آرکی‌تایپ (‌Arche type) برگرفته از واژه یونانی آرکه تیپوس (Archety pos) است. این واژه در زبان یونانی به معنی مدل یا الگویی بوده است که چیزی را از روی آن می‌ساختند.[1] مترجمان فارسی زبان، معادل‌های مختلی چون: صورت ازلی، کهن الگو، صورت نوعی، نهادینه و سرنمودن را برای این واژه پیشنهاد کرده‌اند.

  ارکی‌تایپ در چند حوزه علمی کاربرد دارد و در هر یک از آنها معنای خاصی به خود گرفته است. 

  منشأ و ریشه اصطلاح آرکی تایپ یا کهن الگو را در دو نقطه می‌توان جست وجو کرد: یکی مکتب مردم شناسی دانشگاه کمبریج که این مکتب با کتابی به نام «شاخه زرین» که جیمز فریزر – انسان‌شناس اسکاتلندی – آن را در فاصله سال‌های 1890 تا 1915 میلادی نوشت، مسئله آرکی تایپ را مطرح نمود. فریزر در کتاب خود به بررسی ریشه‌های نخستین مناسک و آیین‌های مذهبی، اسطوره‌ها و سحر و جادو پرداخت و با مقایسه و تطبیق آنها و یافتن شباهت‌های فراوان نتیجه گرفت که نیازهای اولیه و اساسی انسان‌ها در همه مکان‌ها و زمان‌ها یکسان است.[2]

  منشأ دیگری که برای آرکی تایپ در نظر گرفته شده است به تئوری‌های روان‌شناسی یونگ (JUNG) باز می‌گردد که البته شهرت این اصطلاح نیز بیشتر مربوط به همین حوزه است. کارل گوستاو یونگ – (Carl Gustave Jung)‌روان‌شناس و فیلسوف سوئیسی (1875 – 1961م) پس از جدا شدن از استاد خود، زیگموند فروید، (Sigmund Ferud) مطالعات روان شناسی خود را به گونه‌ای دیگر پی گرفت. او تقسیم بندی فروید را که درباره ذهن انجام داده بود، تکمیل کرد. فروید روان یا  ذهن انسان را به سه بخش خودآگاه، نیمه‌آگاه و ناخودآگاه تقسیم کرده بود.[3] یونگ که مطالعات خود را بیشتر در بخش ناخودآگاه ذهن متمرکز کرده بود، برای آن دو گونه در نظر گرفت: ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی. به عقیده او ناخودآگاه جمعی میراثی است از دوره‌های نخستین زندگی بشر که در حافظه تاریخی انسان‌ها ثبت شده است و همه مردم در آن سهیم هستند.[4]

  یونگ پس از پرداختن به ناخودآگاه جمعی، اصطلاح آرکی تایپ را به شکل وسیعی در آثار خود به کار برد. به عقیده او آرکی تایپ، افکار غریزی و مادرزادی و تمایل به رفتارهایی است که انسان‌ها بر طبق الگوهای از پیش تعیین شده انجام می‌دهند. به عبارت دیگر، آرکی‌تایپ تصاویر و رسوباتی است که بر اثر تجربه‌های مکرر پدران باستانی به ناخودآگاه بشر راه یافته است. در واقع آرکی تایپ محتویات ناخودآگاه جمعی است که در همه انسان‌ها مشابه است.[5]

  آرکی‌تایپ‌ها در اسطوره‌ها، افسانه‌ها، آیین‌ها و مناسک‌ مذهبی اقوام مختلف، رؤیاها، خیال‌پردازی‌ها و آثار هنری (به ویژه آثار ادبی) نمود پیدا می‌کند.[6] یونگ معتقد است محتویات ناخودآگاه جمعی زمانی می‌تواند به شکل‌های مذکور بروز کند که به بخش خودآگاه آمده و شکلی محسوس و واقعی به خود گرفته باشد.[7]

  بخش خودآگاه، هموراه آرکی تایپ‌ها را به صورت نماد و سمبل درک می‌کند که البته این نمادها در بین همه انسان‌ها مشترک است و از همه آنها مفاهیم مشابهی ادراک می‌شود؛ مثل نبرد خیر و شر یا ظلمت و روشنایی که با نماد جنگ یک قهرمان با موجودات قدرتمندی چون اژدها بروز می‌کند. یونگ اسطوره را مهم‌ترین تجلی‌گاه ناخودآگاه جمعی می‌داند.[8] بنابراین در ادبیات، پرداختن به آثار سمبولیک می‌تواند گامی در جهت شناخت ناخودآگاه جمعی و آرکی تایپ باشد.

  یونگ معتقد است که دو گروه از انسان‌ها به سرچشمه‌های فکری و تجربه‌های نیاکان باستانی نزدیک‌ترند. هنرمندان و بیماران روانی؛ این دو گروه گاهی به صورت خودآگاه و گاه به طور ناخودآگاه تجربه‌های کهن انسان‌های دیرین را به یاد می‌آورند.

  اصطلاح آرکی‌تایپ، در نقد ادبی نیز کاربرد دارد. این اصطلاح از سال 1934 میلادی که «ماد بودکین» کتابی با نام «الگوهای صورت اساطیری در شعر» را نوشت به نقد ادبی راه یافت و منظور از آن تصاویر، شخصیت‌ها و طرح‌هایی است که در آثار مختلف ادبی تکرار می‌شود. شاید مهم‌ترین آرکی‌تایپی که همواره در طول تاریخ به شکل‌های گوناگون در آثار ادبی تکرار می‌شود مسئله مرگ و زندگی باشد. از دیگر صور اساطیری یا کهن‌الگوهای مشهور می‌توان به معراج آسمانی، تصویر بهشت و دوزخ، قهرمان آشوبگر، زنان جادوگر و جست و جوی پدر اشاره کرد. کمدی الهی دانته (Dante)، انجیل و منظومه دریانورد پیر – نوشته کالریج (coleridge) – نمونه‌هایی از آثاری هستند که آرکی تایپ‌های فراوانی را در خود و جادی داده‌اند.[9]

  یادآوری این نکته ضروری است که برخی از منتقدانی که بر نقش اساسی و مؤثر اسطوره در ادبیات تأکید می‌کنند معتقدند که پرداختن به نقد آرکی تایپی بدون در نظر گرفتن نقد اسطوره ‌گرا بی‌فایده است و نمی‌توان این دو را از هم جدا کرد.

آرکی‌ تایپ‌ یا کهن‌ الگو از دو جزء »خاستگاه‌« و »سنخ‌« یا »نوع‌« تشکیل‌ شده‌ است‌ و مراد یونگ‌ از طرح‌ آن‌ این‌ بوده‌ است‌ که‌ عنوان‌ کند ذهن‌ تک‌ تک‌ افراد، حامل‌ میراؤی‌ از گذشته‌ است‌ بدون‌ آن‌ که‌ خود از آنها مطلع‌ باشد. کهن‌ الگو یا آرکی‌ تایپ‌ یکی‌ از اصولی‌ است‌ که‌ یونگ‌ را از مکتب‌ فروید متمایز می‌ کند چرا که‌ او این‌ اندیشه‌ را از نیچه‌ وام‌ گرفته‌ است‌.

یونگ‌ هم‌ از طریق‌ تحلیل‌ بیمارانش‌ و هم‌ از طریق‌ خودکاوی‌ و رجوع‌ به‌ خود در سال‌ 1917 به‌ عناصر قالب‌ غیرشخصی‌ نظر پیدا کرد. او استدلال‌ کرد که‌ این‌ عناصر در نحوه‌ رفتار اشخاص‌ تاؤیر می‌ گذارند. سپس‌ در 1919 مفهوم‌ کهن‌ الگو را بکار برد که‌ در اسطوره‌، ادبیات‌، دین‌ و هنر هم‌ راه‌ پیدا کرد.

آرکی‌ تایپ‌ تصاویر ذهنی‌ را برجسته‌ می‌ سازد و در تجربیات‌ جهانشمول‌ بشر مثل‌ تولد و مرگ‌ و... متبلور می‌شود وسعت‌ جهانی‌ در آؤار ادبی‌ نیز درونمایه‌ها، شخصیت‌ها و پیرنگ‌ها زائیده‌ کهن‌ الگو هستند. عناصر تکرار شونده‌ در ادبیات‌ هم‌ با همین‌ الگو استدلال‌ می‌ شوند. می‌ توان‌ گفت‌ کهن‌ الگوها خاطره‌های‌ نژادی‌ بشرند.

کهن الگوها، مفاهیمی مشترک و جهانی هستند که از گذشته های دور، از اجداد بشر، نسل به نسل منتقل شده اند و در ژرفای ضمیر ناخودآگاه جای گرفته اند.مهم ترین کهن الگوها از نظر روان پزشک شهیر سوئیسی، کارل گوستاو یونگ، عبارتند از: سایه، پرسونا، خود، آنیما و آنیموس.این صور مثالی برای رسیدن به مرزهای خودآگاهی در نمادهای گوناگون جلوه گر شده اند و در آثار هنرمندان نمود پیدا کرده اند. آنیما از مهم ترین کهن الگوهای یونگ است که به "روان زنانه‌ی" یک مرد اشاره دارد. به نظر می رسد آثار ادبی و هنری، بستر بسیار مناسبی برای تجلی آرکی

تایپ‌هاست و هنرمند برای ایجاد یک اثر ماندگار بیشتر از ناخودآگاهش الهام می گیرد.از آن جا که جایگاه آنیما در ناخودآگاهست، می توان تأثیر این کهن الگوی مهم را بر آثار ادبی یا هنری بسیار ارزشمند و ماندگار و بر ذهن و زبان خالق اثر مشاهده کرد.به اعتقاد یونگ خاستگاه آثاری از این دست، لایه های ژرف ناخودآگاه جمعی است که منبع کشف و شهود و الهام شاعر و هنرمند است.در این مقاله تأثیر کهن الگوی آنیما بر اشعار مولوی، شاعر بزرگ و ارزنده‌ی ایران،‌ بازنگری و موارد تأثیر گذاری آنیما بر افکار و سروده‌های وی به اختصار بررسی شده استاین عناصر در ناخودآگاه ذهن همه‌ی افراد بشر ریشه دارند و پدیدآورندگان آثار هنری با پیوند با لایه های ناخودآگاه با گذشته و آینده ارتباط برقرار می کنند. به اعتقاد یونگ: "راز آفرینش و فعالیت هنر عبارت از غوطه ور شدن دوباره در حالت آغازین روح است زیرا از این پس و در این سطح نه فرد، بلکه گروه است که پاسخگوی خواسته‌های واقعیت می‌شود و منظور دیگر از خوشبختی ها و بدبختی ها موجودی تنها نیست، بلکه منظور از زندگی، یک ملت است. به این سبب شاهکار هنری و ادبی در اوج عینیت و غیر شخصی بودن، چیزی را در اعماق وجودمان به ارتعاش در می آورد". (یونگ، ۱۳۷۹، ص:‌۲۴۱).از دیدگاه یونگ،‌ "هنرمند، انسان است اما در معنایی والاتر، او یک انسان نوعی (collectiveman) است". (شمیسا، ۱۳۸۳، ص: ۲۶).شاعران و نویسندگان برای خلق و آفرینش آثار هنری از صور ذهنی و تخیلات خویش کمک می گیرند که این عناصر ریشه در ناخودآگاه ذهن همه‌ی افراد بشر دارند و در ذهن شاعر و نویسنده به لایه های ناخودآگاه، ذهن می رسند و مقدمه‌ی پیوند میان روان شناسی، هنر و ادب می‌گردند. از نظر یونگ "هنرمند، مفسر رازهای روح زمان خویش است بدون این که خواهان آن باشد، مانند هر پیامبر راستین. او تصور می کند که از ژرفای وجود خود سخن می گوید، اما روح زمان است که از طریق دهانش سخن می گوید و آن چه که وی می گوید وجود دارد، زیرا تأثیر گذار است". (یونگ، ۱۳۷۹، ص: ۲۴۲).


[1] . نک: انوشه، حسن (به سرپرستی)؛ فرهنگنامه ادب فارسی (دانشنامه ادب فارسصی 2)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1376، چاپ اول (ذیل واژه سرنمون).

[2] . نک: شمسیا، سیروس، انواع ادبی، تهران، فردوس، 1381، چاپ نهم، ص 93.

[3] . نک: شمسیا، سیروس؛ نقد ادبی، تهران، فردوس، 1378؛ چاپ دوم، ص 219.

[4] . نک: همان، ص 227.

[5] . نک: همان و انواع ادبی،  ص 93.

[6] . نک: داد، سیما؛ فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران، مروارید، 1375، چاپ دوم، ص 203.

[7] . نک: دانشنامه ادب فارسی 2.

[8] . ] . نقد  ادبی، ص229

منبع : وبلاگ مکتب زوریخ

 

 

  
نویسنده : yasrebi ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳۱