تفکر عقلانی هیجانی 2

منطق حکم می کند که اگر فقط - منظورم فقط است - طبق تمایلات و سلیقه های خود عمل کنید و هرگز - منظورم هرگز است -  به دام این توقع غیر واقع بینانه نیفتید که تمایلاتتان حتماً باید ارضا شوند  به ندرت خودتان را ناراحت خواهید کرد، واقعاً می گویم.

چون سلیقه های شما ممکن است این گونه شروع شوند که من موففبت  تایید و راحتی را خیلی دوست دارم و با این نتیجه گیری تمام شوند که " ولی حتمانباید موفق و تایید شوم و راحت باشم. بدون آنها هم می توانم خوش باشم.

وقتی اصرار م ی ورزید که باید همیشه فلان چیزرا داشته باشید یا فلان کار را انجام دهید ، طرز فکرتان این گونه می شود " چون موفقیت، تأیید یا لذت را خیلی دوست دار م و موفقیت تأیید یا لذت را ترجیح می دهم، تحت هر شرایطی باید موفق و تأیید شوم یا لذت ببر م . درغیر این صورت، چون باید این گونه باشد، افتضاح شده است و نم ی توانم تحملش کنم، آدم حقیری خواهم شد و دنیا جای وحشتناکی خواهد بود چون آنچه را که باید داشته باشم به من نداده است ! من یقین دارم که هرگز به خواسته ام ن می رسم و به همین دلیل هیچ وقت خوشبخت نخواهم شد.

تمام اختلالات هیجانی از تفکر متکبرانه نشئت نمی گیرند ولی اکثر آنها محصول این نوع تفکرهستند. وقتی شما از خودتان توقع دارید هرگز اشتباه نکنید و شکست نخورید، از خودتان توقع خواهید داشت که نباید روان رنجور باشید.

روان رنجوری شما تقریباً همیشه براثر تفکر غیرمنطقی و غیرواق ع بینانه ایجاد می شود . روان رنجوری عمدتاً ناشی از خودتان اس ت . شما هشیارانه یا ناهشیارانه خودتان را قربانی روان رنجوری می کنید. در نتیجه می توانید این رفتار نامعقول را متوقف کنید و قاطعانه اجازه ندهید از هیچ چیزی روان رنجور شوید.

ماهیت علم عبارت است از تدوین فرضیه ها یا حدسیات موجه و آزمایش کردن و بررسی صحت و سقم آنها . اما فرضیه حقیقت نیست بلکه فقط یک حدس یا مفروضه است و شما فقط درستی آن را بررسی می کنید. اگر نادرست بودن آن ثابت شود، آن فرضیه را کنار می گذاریدو فرضیه جدیدی را می آزمایید. اگر هم صحیح به نظر برسد آن را محتاطانه حفظ می کنید ولی  همیشه آماده اید که در صورت جمع آوری شواهد مخالف، آن را تغییر بدهید.

به این جریان، روش علمی می گویند. روش علمی بی اشتباه نیست و نتایجش غالباً غیر قطعی هستند. اما بهترین روش موجود برای کشف حقیقت و فهم “واقعیت” است.

علم فقط استفاده از منطق و حقایق برای اثبات یا ابطال یک نظریه نیس ت . نکته مهم تر این است که علم یعنی تجدید نظر و تغییر مستمر نظریه ها و عو ض کردن آنها با عقاید معتبرتر و حدس های مفیدتر . علم انعطا ف پذیر و آزاداندیشانه است . علم دنبال حقیقت بیشتر است نه حقیقت مطلق و کامل.

تفکر ضد علمی و نامعقول عامل و علت اصلی بروز اختلال هیجانی است و اگر درمان عقلانی هیجانی بتواند شما را قانع کند که دانشمند کا رآمدی باشید، متوجه خواهید شد چطورمی توانید قاطعانه اجازه ندهید از هیچ چیز ناراحت شوید.

درمان عقلانی  هیجانی همچنین نشان می دهد که اگر سخت به این بایدهای جزمی چسبیده اید و خودتان را ناراحت می کنید، با روش علمی می توانید آنها را زیر سؤال ببرید و ریشه کن کنید و بار دیگر تفکر عاقلانه را شروع کنید . پس سلامت هیجانی تا حد زیادی یعنی تفکر عاقلانه یا علمی.

اگر می خواهید به جنگ ناراحتی بروید، علم را امتحان کنی د . یک شانس هم به علم بدهید .عاقلانه فکر کنید، به واقعیت بچسبید و فرضیه هایتان را در مورد خودتان، دیگران و دنیا وارسی کنید.

در هر موردی که بابت آن مضطرب یا شدیدًا نگران شده اید، ابتدا سلیق ههای خود " چون این کار را خیلی دوست دارم " و سپس دستورها یا باید ها را بیابید "پس باید آن را به دست بیاورم و تحمل به دست نیاوردنش را ندارم"

در مورد آخرین افسردگی خودتان هم این کار را انجام بدهید . ببینید دربا ر ه چه چیزی افسرده شده بودید . سپس آن قدر سماجت به خرج دهید تا باید و حتماً مسبب آن را بیابید .

نمونه :

چون این شغل را می خواستم و باید خودم را آماده مصاحبه می کردم ولی آ ن قدر که باید آماده نبودم پس آدم ابلهی هستم که لیاقت چنین شغل خوبی را ندارد

حالا بایدها، حتماًها و قطعاًهایی را بیابید که باعث شده اند اخیرًا از کسی یا حادثه ای عصبانی

شوید. برای مثال:

من به جان پول قرض دادم و او با اینکه صددرصد باید پولم را پس م ی داد، این کار را نکرد! چه آدم پست و بی مسئولیتی است! نباید با من این طور رفتار می کرد

فرض کنید هر دفعه که مضطرب، افسرده یا عصبانی م ی شوید علاوه بر اینکه مایلید اوضاع خوب پیش برود و به خواسته تان برسید، دستور هم می دهید. باید، حتماً ! دنبال بایدها و حتماًها بگردید! تا آنها را پیدا نکردید آرام ننشینید . اگر نمی توانید آنها را پیدا کنید از یک دوست، آشنا یا متخصص درمان عقلانی  هیجانی کمک بگیرید. مأیوس نشوید

/ 0 نظر / 124 بازدید