هوش عقلانی هیجانی - 5

هر وقت به طور جدی ناراحت (یعنی مضطرب، افسرده، خشمگین و از خودتان متنفر و مأیوس) شدید یا احمقانه خلاف منفعت خویش رفتار کردید یعن ی کاری را که بهتر بود انجام می دادید انجام ندادید یا به اعمالی معتاد شدید که بهتر بود معتاد نمی شدید) فرض را بر این بگذارید که غیر علمی فکر م ی کنید. دنبال شیوه های متداول زیر بگردید که شما (و تقریباً تمام دوستان و بستگانتان) از طریق آنها، قواعد علم را انکار می کنید:

تفکر غیرواقع بینانه ای که منکر حقایق زندگی است، نمونه:

وقتی به مردم خوبی می کنم، بی شک دوستم خواهند داشت و با من خوب رفتار خواهند کرد

عقاید غیر منطقی و متناقض، نمونه :

چون خیلی دوست دارم دوستم داشته باشی، پس باید دوستم داشته باشی

عقاید غیرقابل اثبات و غیرقابل ابطال، نمونه:

من آدمی استثنایی هستم که همیشه نفر اول می شود

اعتقاد به شایستگی و عدم شایستگی، نمونه :

چون آن قدر که می توانستم خوب عمل نکردم، شایسته این هستم که رنج بکشم و در زندگی به جایی نرسم مفروضاتی که می گویند عقاید محکم شما (و احساسات همراه آنها ) نتایج خوبی خواهند داشت و به راحتی و خوشبختی منتهی خواهند شد. نمونه:

اگر خودم را بابت عمل احمقانه ام سخت سرزنش کنم، در آینده بهتر عمل خواهم کرد پس از آنکه برخی از عقاید غیر علمی خودتان را که عامل مشکلات هیجان ی تان هستند وباعث می شوند خلاف مصلح ت تان رفتار کنید، پیدا کردید به کمک روش علمی در صدد نقد آنها برآیید و این عقاید را زیر سؤال ببرید. از خودتان بپرسید:

آیا این عقیده واقع بینانه است؟ آیا مخالف حقایق زندگی است؟ آیا این عقیده منطقی است؟ آیا با خودش یا دیگر عقایدم تناقض دارد؟

اگر من این عقیده (و احساسات و اعمال ناشی از آ ن ) را با اصرار ادامه بدهم، عملکردم خوب خواهد شد، نتایج دلخواهم را خواهم گرفت و زندگی شادتری خواهم داشت؟ یا ادامه دادن آن، شادی زندگیم را کم تر خواهد کرد؟

آن قدر روش علمی زیر سؤال بردن و نقد عقاید نامعقول خود را اد امه بدهید تا آنها را کناربگذارید، کارایی تان افزایش یابد و از خودتان بیشتر لذت ببرید.

 

/ 0 نظر / 89 بازدید