انسان و سمبولهایش 1

 
 
 
 
کارل گوستاو یونگ  (CARL GUSTAV JUNG) روان شناس برجسته سوئیسى و بنیانگذار روانکاوى تحلیلى در 26 ژولای سال ۱۸۷۵ دیده به جهان گشود.
 
در دانشگاه بازل پزشکى خواند و سپس دستیار روانکاوى در دانشگاه زوریخ شد. او در آغاز زیر نظر پی یر ژانه در پاریس مدتى تحقیق کرد و بعدها شاگرد اویگن بلویلر شد.یونگ چندسالى دوست و همکار فروید بود و اولین ریاست انجمن بین المللى روانکاوى در سال ۱۹۱۱ را برعهده داشت. در ۱۹۱۴ از فروید گسست و مکتب روان شناسى تحلیلى اش را بنیاد نهاد. از جمله فعالیت هاى علمى گسترده یونگ مى توان به مطالعات او درباره آزمونهاى تداعى و یادآورى و کوشش براى طبقه بندى انواع شخصیت ها و شرح و بسط نظریه اى درباره ناخودآگاه جمعى اشاره کرد. یونگ همچنین این نظریه را در پژوهش هایش راجع به فرهنگ و بویژه دین و اساطیر به کار برد.
 
یونگ سفرهاى متعددى به آفریقا، آمریکا و هند کرد و با ریچارد ویلهلم در مطالعات مربوط به چین و با کارل کرینى در اسطوره شناسى همکارى کرد.
کارل گوستاویونگ در 6 ژوئن 1961 دیده از جهان فرو بست.
 
مقدمه
در این کتاب مفهوم ناخودآگاه و رویا محور اصلی به شمار می آید. یونگ در بخشی از کتاب، تحت عنوان اهمیت رویا ، به وجود نماد در زبان اشاره می کند. وی با بیان این که آنچه که ما نماد می نامیم، اصطلاح و اسم یا تصویری آشنا در زندگی روزمره است، تاکید می کند این امر به طور ضمنی به چیزی مبهم و ناشناخته و پنهان اشاره می کند. به زعم یونگ، واژه یا تصویری نماد به شمار می رود که دلالتی غیر از مفهوم آشکار و مستقیم خود داشته باشد.
کند و کاو در ناخود آگاه
اهمیت خواب ها
انسان آنچه که در ذهنش دارد را مانند گفتن و نوشتن بیان می کند.زبان انسان سرشار از نمادهاست در بسیاری از موارد از نشانه ها و نماد هایی استفاده می کند که گویا نیستند.اما هیچکدام از این نشانه ها نماد نیستند، بلکه تداعی گر نشانه ی اشیاء هستند.آنچه که ما نماد می نامیم یک اصطلاح است،یا نمایی که افزون بر معانی قراردادی و آشکار روزمره ی خود دارای معانی متناقضی نیز می باشد. نماد شامل چیزی گنگ،ناشناخته یا پنهان از ماست.برای مثال بر روی بسیاری از بناهای مهم کِرت نقش یک تیشه دو سر وجود دارد. اگر چه ما این شیء برون ذهن را می شناسیم،اما مفهوم نمادین آن را نمیدانیم.بنابراین یک کلمه،یا یک نمایه هنگامی نمادین می شود که چیزی بیش از مفهوم آشکار و بدون واسطه ی خود داشته باشد این کلمه یا نمایه جنبه ی«ناخودآگاه»گسترده تری دارد که هرگز نه می تواند به گونه ای دقیق مشخص شود و نه به طور کامل توضیح داده شود.
 
از آنجایی که چیزهای بیشماری فراسوی حد ادراک ما وجود دارد،پیوسته ناگزیر می شویم به یاری اصطلاح های نمادین برداشت هایی از آنها ارایه دهیم که نه می توانیم تعریفشان کنیم و نه به درستی آنها را بفهمیم. درست به همین سبب است که دین ها از زبانی نمادین بهره می گیرند و خود را با نمایه ها تعریف می کنند.
 
زیگموند فروید نخستین کسی بود که کوشید به گونه ای تجربی زمینه ی ناخودآگاه  را بررسی کند. او فرض را بر این گذاشت که خواب امری اتفاقی نیست و با افکار و مسایل خود آگاهانه ی ما پیوند دارد. فروید اجازه داد تا خواب را نقطه ی آغاز بررسی مشکل رنج ناخودآگاه بیماران بگیرد. فروید با تکیه بر این مطلب ساده اما کارآ نشان داد که اگر خواب بیننده را تشویق کنیم تا نمایه های خواب های خود را شرح دهد و برداشت های خود از آنها را بیان کند،سرانجام پس اندیشه های ناخود آگاهی که سبب پریشانی وی می شده،چه آنهایی که بازگو کرده و چه آنهایی که از بازگو کردنشان خودداری میکرده،فاش خواهد کرد.گر چه انگاره هایی که بیان می کند در نظر اول غیر منطقی و بدون پیوند با درون ذهن وی می نماید،اما سرانجام لحظه ای فرا می رسد که کشف آنچه وی می کوشد پنهان دارد یا اندیشه تجربه ی نامطبوعی که می خواهد حاشا کند، آسان می شود.فروید اهمیت ویژه ای برای خواب به مثابه ی نقطه ی آغاز روش «تداعی آزاد» قایل بود. اما یونگ بر این باور بود که شیوه ی بکارگیری غنای خیالبافی که در خلال خواب در ناخودآگاه ما پدید می آید،هم گمراه کننده  و هم ناکافی است.
 
دلیل مخالفت یونگ با تداعی «آزادی» که فروید آن را به کار برد، این است که یونگ به خود خواب می پرداخت و تمامی انگاره ها و تداعی های نابجایی  که ممکن بود برانگیزد را حذف می کرد. خواب محدودیت های ویژه خود را دارد. شکل خاص خود را دارد و خود به ما می گوید چه چیز با آن در ارتباط است و چه چیز از آن دور می شود.تداعی «آزاد»به سبب مشی پرپیچ و خم خود همواره ما را از موضوع های اصلی خواب دور می کند.در حالیکه روش یونگ گردشی ست بر روی دایره ای که در مرکز آن نمایه ی خواب قرار دارد. یونگ همواره گرد نمایه ی خواب می گردد و کوشش های خواب بیننده برای فاصله گرفتن از آن را نادیده می گیرد.
 
 
/ 2 نظر / 159 بازدید
کودک درون

سلام وقتتون خوش دنبال تعریف جامع و البته ساده ای از کهن الگو بودم که به وب شما برخوردم. شما رو جزو وب های مورد علاقه ام قرار میدم و گاهگاهی بهتون سر میزنم. ممنون بخاطر زحمتهاتون. لطفا اخرین مطلب وبلاگ منو در رابطه با روانشناسی بابانوئل بخونید و نظرتون رو بدید.

آرزو

سلام. من همیشه به وبلاگتون سر میزنم واقعا مطالب مفید و باارزش هستند. دستتون درد نکنه.