درمان عقلانی هیجانی 4

بینش نام دیگری برای آگاهی است . آگاهی یافتن، اولین گام در جهت خلاص شدن از ناراحتی است. هر چه از افکار، احساسات و رفتارهای ناراحت کننده خویش دقیق تر آگاه شوید ، احتمال این که آنها را کنار بگذارید بیشتر می شود.

چطور می توانید نسبت به احسا س تان آگاهی پیدا کنید و احساسات شما چقدر مناسب اند؟پاسخ دادن به بخش اول این سؤال، تا حدودی آسان است : صرفاً با پرسیدن این سؤال که “چه احساسی دارم؟” می توانید بفهمید چه احساسی دارید.

البته گاهی ممکن است در لاک دفا عی فرو روید و انکارکنید عصبانی یا مضطرب هستیدچون از پذیرش این احساسات “نادرست” شرمنده می شوید.ولی معمولاً این کار را نمی کنید. وقتی به شدت مضطرب یا افسرد ه اید آن قدر آزرده و

ناراحت می شوید که  حداقل نزد خودتان! این احساسات خویش را به راحتی می پذیرید.حس کردن و اعتراف کردن به این ناراحتی آسان است.ولی هیجانات ناخوشایند شما چقدر مناسب اند؟ درمان عقلانی  هیجانی، کلید پاسخگویی به این سؤال را می دهد چون جزء آن دسته از نظا م های روان درمانی است که بین احساسات مناسب و نامناسب تمایز قایل می شود.

با تکیه بر بینش شماره یک : وقتی راه رسیدن به اهداف و تمایلا ت تان مسدود می شود،احساسات مناسب و نامناسبی در خودتان ایجاد می کنید. شما می توانید  وبهتر است یاد بگیرید چطور بین این واکنش های هیجانی که عامل مولدش خودتان هستید، فرق بگذارید.

در درمان عقلانی هیجانی، احساسات شدیدی چون غم، هیجان زدگی و نگرانی احساسات سالمی هستند چون به شما کمک می کنند نارضایتی خود را از وقایع ناخوشایند بروز دهید ودرصدد اصلاح این وقایع برآیید. در عین حال، در درمان عقلانی  هیجانی، احساس افسردگی،عصبانیت، و اضطراب (تقریباً همیشه ) مضر می باشند چون محصول دستورات غیرواقع بینانه ای هستند که می گویند وقایع ناخوشایند نباید روی بدهند و معمولاً مانع اقدام شما برای تغییردادن اوضاع می شوند.

بنابراین درمان عقلانی  هیجانی به شما نشان می دهد چطور با احساسات منفی (و مثبت)خود تماس برقرار کنید بلکه به شما یاد می دهد چطور بفهمید و بینش پیدا کنید که آیا این احساسات مناسب هستند یا نامناسب. درمان عقلانی  هیجانی به شما کمک می کند.احساسات تان را احساس کنید و ببینید چقدر خوشایندند . آیا واقعاً آنها را می خواهید؟ و چه نتایج خوب و بدی از آنها می گیرید؟

مثلاً وقتی نگران بیکار شدن خود هستید، سعی خواهید کرد به موقع سرکار خویش حاضرشوید، سختکوش باشید و با رییس و همکارا ن تان همکاری کنید . ولی اگر بیش از حد نگران بیکارشدن خود باشید، با این قضیه وسواس ذهنی پیدا خواهید کرد، وقت و انرژی خود را به همین جهت تلف خواهید کرد و اعتماد به نفس خود جهت انجام مناسب کارتان را از دست می دهید.نتیجه اش چه می شود؟ از دست دادن آن شغل لعنت ی ! یا کار کردن و زخم معده گرفتن و یا ناراحت بودن شدید ضمن کار.

پس احساس یأس و ندامت معمولاً احسا س های مناسبی هستند و به شما کمک می کنند

وقایع ناخوشایند را تحمل کنید و دنبال آینده شادتری بروید . ولی اضطراب یا عصبانیت خفیف و متوسط چطور؟ آیا این احساسات جلوی مبارزه شما با مشکلات زندگی را می گیرند؟ آیا آنها بی فایده اند؟ نه کاملاً.

تقریباً تمام احساسات منفی گاهی مفیدند . وحشت شدید ممکن است به شما نیرویی بدهد تا از یک جنگل در حال سوختن فرار کنید گاهی نیز خشم به شما کمک می کند با تشریفات ناعادلانه اداری دربیفتید.شاید این گونه باشد! ولی معمولاً این گونه نیست!

وحشت شدید معمو لاًفکر شما را از کار می اندازد و شما را مستأصل می کند . در نتیجه

نمی گذارد به خوبی از آتش فرار کنید . خشم شدید هم معمو لاًباعث می شود به جای مبارزه با تشریفات ناعادلانه اداری از کوره در بروید و مبارزه احمقانه و بدی را شروع کنید.

در حالی که انتخاب های بهتری دارید . می توانید هنگام مواجهه با آتش به جای آنکه به شدت وحشت کنید، به شدت نگر ان شوید، و در مقابل تشریفات ناعادلانه اداری، به شدت ناخشنودشوید و عزم خود را برای مبارزه با آن جزم کنید.

می توانید نگرانی در مورد سلامتی یا وحشت و خوف در مورد آن را انتخاب کنید ومی توانید در برابر بی عدالتی یا به شدت خشمگین شوید یا ناخشنود شوید و عزم خود رابرای تغییر اوضاع جزم کنید.

بهتر است در برابر وقایع ناخوشایند نگران شوید، چون نگرانی، احتیاط، مراقب بودن وگوش به زنگ بودن ، تأمین کننده امنیت و رضایت شما هستند، در حالی که نگرانی مفرط،اضطراب، وحشت و خوف، ناامنی و نارضایتی می آورند.

آیا می توانید احساسات مناسب و نامناسب را با دقت از هم تشخیص دهید؟ نه همیشه، چون هیجانات شما به ندرت خالص هستند و غالباً شامل احساسات مناسب و نامناسب می باشند. شما می توانید در آن واحد معقولانه نگران آتش و نامعقولانه بیش از حد نگران یاوحشت زده از آتش باشید. ولی کجا احساس اول تمام و احساس دوم شروع می شود؟

این دستور جزمی که همیشه باید به خواسته و میل خودم برسم، نامشروع و خودمخرب است چون دنیا که در قبال امیال قلبی شما به شما بدهکار نیست . و وقتی شدیدًا اصرارمی ورزید که تمایلات تان باید ارضا شوند، به خواسته هایتان نخواهید رسید.

بینش شماره یک درمان عقلانی  هیجانی می گوید در هنگام ناراحتی، به طور همزمان دچارهیجانات مناسب و نامناسب هستید . شما معمولاً (ونه همیشه ! ) می توانید از طریق توجه کردن به شناخت افکار همراه آنها، بین این دو نوع هیجان تمایز قایل شوید.

/ 1 نظر / 89 بازدید
ناشناس

در این زمینه کتاب " ایجاد روابط صمیمانه " نوشته ی آلبرت الیس و تد کرافورد ، ترجمه ی حدیث باقری ، نشر چابک اندیش رو پیشنهاد می کنم