فرافکنی در مکتب روانشناسی یونگ - قسمت چهارم

 

 

شما چطور می توانید در میان فرافکنی هایتان کند و کاو کنید و دیگر دنیا را مسئول نا رضایتی خود ندانید؟

یک شروع خوب این است که صادقانه به گفتن آنچه هست بپردازید.

بنشینید و یک نامه از آنچه هست بنویسید.

سعی کنید که از نظریه پردازی آرمان گرایی و شکوه کردن اجتناب کنید.

فقط آنچه را که هست بگوئید.

چه واقعیتی در رابطه با وضعیت من وجود دارد؟

حقیقت زندگی فعلی من کدام است؟

احساس رضایت از شرایطی ناشی می شود که شما در جریان فعلی زندگی خود دارید.

وقتی آنچه را که در هر موقعیت خاص وجود دارد صمیمانه بیان می کنید اتفاق عجیبی می افتد.شما از آنچه که هست آگاه می شوید و سپس می توانید چیزی را که بعدا وجود خواهد داشت ببینید.

به این ترتیب مشخص می شود که بعدا چه کاری باید انجام دهید.آن کار را انجام می دهید و از خود می پرسید که حالا واقعا چه چیزی هست.سپس کار صحیح بعدی را انجام می دهید.

با این روش قدم به قدم می توانید زندگی خود را تدریجا در جهت مثبت هدایت کنید.

اگر به جای گرفتار شدن در منجلاب فرافکنی های خود بر اساس آنچه هست عمل کنید کم کم می توانید به هر مسئله غامض و پیچیده ای فائق شوید.

وقتی از یک واقعیت حرف می زنید و به آن احترام می گذارید از یک موضع الهی حرف میزنید.

وجود یک چراغ راهنمائی توطئه ای برای خراب کردن فکر یا ناراضی کردن شما نیست و واقعیتی هم نیست که خود را در آن بیابید.

 

چراغ راهنمایی چراغ راهنمایی است

و فقط هست.

با هر پیشامدی که در طول روز برایتان رخ می دهد به عنوان جز ء ساده ای از واقعیت روبرو شوید.

هر قدر شما حضور بیشتری نسبت به آنچه هست داشته باشید و به آن بیشتر آگاه باشید امکان اینکه از زندگی خود راضی باشید بیشتر می شود.

 

همه افراد خصوصیات منفی خود مثل تنبلی حرص حسادت دسیسه گری بزدلی و ترس را روی دیگران فرافکن میکنند.

ما بیشتر ترجیح می دهیم این خصوصیات را در والدین یا همسایه هایمان ببینیم تا در خودمان.

حتی افراد خصوصیات مثبت خود را فرافکن می کنند.

آن دسته از خصوصیات اخلاقی شما که بی توجه مانده اند رشد نکرده اند و قابل قبول نیستند هرگز از وجودتان پاک نمی شوند بلکه فقط مانند سایه ای در گوشه های تاریک شخصیت شما انباشته میگردند و تولید انرژی می کنند تا وقتی که فرصتی برای عیان و آشکار شدن بیابند.

اگر این سایه ها مدت زیادی پنهان باقی بمانند خود را به شکل فرافکنی نمودار می سازند.

آنچه علاج فرافکنی را تا این حد مشکل می سازد نا خود آگاه انجام گرفتن آن است .

وقتی میگوییم فرافکنی روشی نا خود آگاه است به این معنی است که واقعا نا خود آگاه انجام میگیرد . یعنی از کنترل آگاهانه ما خارج است.

ما حتی در مورد چراغ راهنمائی هم فرافکنی میکنیم.

 

ممکن است شما ببینید که چراغ قرمز است و فکر کنید دوباره مجبورم توقف کنم دیرم شد این هم شد شانس؟

یا فکر کنید این چراغ قرمز لعنتی با من سر لج دارد .

چرا این همه ماشین سر راهم قرار دارد؟

ظاهرا بعضی ها هم فکر می کنند شانس آوردم چراغ زرد شد وقت آن است که حسابی گاز بدهم و از همه جلوتر بزنم.

اگر می خواهید که واقعا فرافکنی را ببینید یک روز که پشت فرمان ماشینتان هستید خوب روی خودتان دقیق شوید. توجه کنید که پشت هر چراغ چگونه چیزی را از روی حقیقت ساده ایست احتیاط  حرکت فرافکن می کنید.

اگر یک چراغ ساده راهنمایی می تواند این همه احساسات و هیجانات را در شما بوجود آورد در ارتباط با روابط پیچیده تر چه اتفاقی می افتد؟

توجه کنید که چه مدت از روز شما سرشار از فرافکنی های منفی و مثبتی است که آگاهی های شما را از دنیا تحریف می کند.

منبع: وبلاگ مکتب زوریخ

 

/ 0 نظر / 147 بازدید